عشق را
 مي گويم
 بايد اين حادثه را
 از نگه سبز تو
آغاز نمود
 عشق را
 بايد
 از زمزمه
بارش چشمان تو
 با واژه احساس
سرود
 و در اين
 قدرت دريايي تو
 کشتي توفان زده را
 در دل امواج
سپرد
به تب حادثه غرق شدن
مردن و آغاز شدن
 به هم آوايي قلب دو پرنده
 به سبکبالي اوج
 دل سپردن
به شب هم نفسي
راغب پرواز شدن
 آري
عشق را
 بايد ابراز نمود
 عشق را